تبلیغات
. . . نازکتـــر از خیـــال . . . - بر آستان جانان . . . ( دلنامه . . . )

 

 

. . . نازکتـــر از خیـــال . . .

بر آستان جانان . . . ( دلنامه . . . ) | دلنامه . . . ,

به نام حق وعده داده شده

      بر آستان جانان گر سر توان نهادن

                             

                                    گلبانگ سر بلندی بر آستان توان زد . . .

کاش کسی پیدا شود و یکبار دیگر واژه ی غیبت را برایمان معنا

کند . . .

اَمان از آموخته های ناقص دوران کودکی که هنوز هم گمراهمان

می کند و افسوس که ذهنهای کودکانه ، اولین آموخته ها را حتی اگر

اشتباه باشند را به آسانی می پذیرد و به این آسانی رهایشان نمی

کنند . . .

غیبت را اول بار در مدرسه و کلاس درس شنیدیم . . . آن روز که

همکلاسی ما نیامد و جایش روی نیمکت کلاس خالی ماند ، به ما

گفتند : " او غیبت کرده است ! " و ما آموختیم : " وقتی کسی در

جمع ما نیست و ما از او بی خبریم و او نیز نمی داند چه بر ما می

گذرد ، غیبت به وقوع پیوسته است . . .

هنوز هم گرفتار این کج فهمی بزرگ هستیم . . .

حالا هم که امام زمان (عج) را غایب می دانیم ، ذهنهایمان اسیر

این پندار کودکانه است و در بند این تصور موهوم که : " او در

میان ما نیست و از نزد ما رفته و درست شبیه همکلاسی ِ سالیان

پیش ، از ما بی خبر است و ما نیز از او بی خبر . . .

کاش کتابهای لغت را یکبار دیگر ورق بزنیم و معنای صحیح کلمات

را صحیح و کامل بیاموزیم . . . و بدانیم که غیبت یعنی نهان بودن

و پنهان زیستن نه گم شدن و نبودن  . . . !

کاش معنای درست غیبت را به جان دریابیم و " حضور پنهانی "

را جایگزین هر مفهوم دیگری سازیم که ذهنهایمان را اشغال کرده

است . . .

اگر چنین شود ، دیگر به این آسانی زبانمان را به هر یاوه نخواهیم

آلود و چشمهایمان را به هر گناه نخواهیم آزرد . . . زیرا می دانیم

چشمهای بینایش هر چه می کنیم می بیند و گوشهای شنوایش هر چه

می گوییم ، می شنود و کارنامه ی هفتگی ما را با همه ی نمرات

اندک و ناچیزش ، جمعه ها می نگرد . . .

کاش یقین کنیم که روی همین خاک قدم بر می دارد و از همین هوا

نفس می کشد و بعید نیست شانه به شانه ی ما در همین کوچه و

خیابان قدم بر می دارد .

کاش مطمئن شویم که با " حضور پنهانی " اش از همه ی احوال ما 

باخبر است و شریک رنج ها و شادی های ماست .

کاش یقین کنیم که در غیبت هم می شود با دلی صاف و پاک ، و

توفیق و اقبالی بلند او را دید و از حالش با خبر شد .

کاش امام غایب (عج ) را اینگونه حاضر بدانیم و پیشانی ِ ارادت بر آستان

جانانش بساییم . . .

یا علی . . .