تبلیغات
. . . نازکتـــر از خیـــال . . . - کودکم . . . ( سخن شوریده . . . )

 

 

. . . نازکتـــر از خیـــال . . .

کودکم . . . ( سخن شوریده . . . ) | سخن شوریده . . . ,

* یا هو *

بخواب ! کودکم بخواب .

 روز را ورق می زنند و شاید آخر امروز مثل تمام تکرار شدنها رویا  در

من باشد . من از پشت تاریکی های مه آلود صدایت می زنم . برایت از تو و

ترانه قصه می گویم و غمگنانه از آسمان وآرزو شعر می بافم .

بخواب عزیزکم ! بخواب .

که شاید تعبیر خوابت باشم . جاودانگی من تویی . این روح خسته وقدیمی را

بپذیر . برایت افسانه ها دارم.

بخواب !

که صبح مثل نگاه تو روشن است . فردا از آن توست ، فردا تو آیینه داری و

بی آنکه بخواهی زمان نغمه گر توست .

آنقدر زخم می بینی که باورت شود پس هر دردی مردی قامت بسته است .

نایستی گلم ! نایستی .

 اگر یک نگاه قاب گرفته ، یک حضور متبسم ، یا یک سایۀ مرتعش تورا به

فرصتی زلال بکشاند و تورا تا نفسی است

بی که آفتابی را به ماهی بدوزی بی که اشکی بریزی بی که تب رسیدن تو

را بگیرد ، سبز شوی !

مباد بهارم  ببینم روزی را که شرقی چشمان تو مغرب تمام روزهای نابالغ

باشد ! طلوع ، زیبندۀ توست .

قشنگم !

گاهی به خویش بازگرد . ببین تو که می روی متن کدام ذهن معصوم ، معنای

تو را می دهد . فردا که برخاستی به

صدای بادها گوش بسپار . شاید بادها آهسته خدا را به خدایی می خوانند . به

درختان نگاه کن که تا هیچ ِ دنیا کشیده شده اند .

اگر کبوتری روی شانه ات نشست به خنکای سپید بالهایش ــ لطیف ــ دستی

بکش . سوگند که تفسیر هزار و یک نام خدا

در این ترتیب نهفته است .

اگر تداعی من در تو بود برایم مشتی قاصدک پر بده اگر توانستی رو به

 سوی هزار سنگ بی رحمی کن که بی پناه مرا

در آغوش گرفته با من انگشتی روی سقف خانه ام بگذار.

" مهرانا "